فلاکت

http://delmaar.persiangig.com/marta/shato1.jpg

 

انسان زندگی واحد ندارد . او زندگی های بسیار دارد که هریک از پس دیگری می آیند ، و همین عامل فلاکت اوست .

" شاتوبریان "

+ By: MEGHDAD

بعد از این

 

 

http://delmaar.persiangig.com/marta/67575675.png

 

روی صندلی راحتی قهوه ات را می نوشی و مشغول خواندن کتاب ات می شوی . من خورشید را سیاه می کشم . صندلی راحتی به آرامی حرکت می کند . جلو می رود و باز می گردد . تو مدار مخصوص خودت را یافته ای . و رنگ خورشید ؛ آه ، این حقیقتا مشکل تو نیست . شاید نباید لبه کلاه ات را ، با این زاویه می کشیدم . و موضوع کتاب ، حتما آنقدر گیرا بوده که بیخیال کمر درد احتمالی شوی . مانده ام ، وقتی قهوه و کتاب تمام شوند ، چه خواهد شد .

+ By: MEGHDAD

http://delmaar.persiangig.com/marta/444444444555.png

 

اسم کوچک طوفان

 

رقصیدی

نه در هوایی مدیترانه ایی

نه در سر ملوانی مست 

و در گیسوان تو آب و آتش

دایه ی طوفانی نارس شدند

کاپتان

آخرین گیلاس اش را

به سلامتی موجی کولی نوشیده بود

روزی که در  ونیز

دریانوردان را

به اسم کوچک شان صدا زدند

و جز افق

کسی به چشم های منتظرشان

شراب نریخت 

رقصیدی

و بنادر شلوغ شد

به سلامتی همگان

بطری های خالی

آواره ی بی کرانه های گمشده شدند

و هیچکس 

جز ملوانی ونیزی

از گیسوان تو

اسم کوچک آن طوفان را

نپرسید

+ By: MEGHDAD

میانجی

 

بی قرار

کنار میزی از قبل رزرو شده

ثانیه ها را مرور می کنم

و منویی

که سرشار از بی حواسی ست

سفارشم

دیر نکردن بود

از ترافیک بهانه ها خسته ام

اقلا این بار

پاییز را قدم بزن

و بگو در خلسه ی خیابانی خلوت

بین برگ ها و باد

میانجی شده ایی

 

http://delmaar.persiangig.com/marta/564564566.png

+ By: MEGHDAD

               2014/12/3      

 

 

رویاهای قاچاق

 

 

امانوئل ؛ بعضی از ما دریانوردان هیچگاه  رویاهایمان را برای کسی تعریف نمی کنیم . رویاهای ما ، شناورهای کوچک و مرموزی هستند که شبانه در گوشه ایی پرت از بارانداز پهلو می گیرند . شناورهای کوچک و مرموزی که بار قاچاق شان خیلی سریع تخلیه می شود . محموله ایی که می تواند سیگار ، پارچه یا اجناسی ازین دست باشد . این محموله های مخفی در بازارهای رسمی جایی ندارند . پس ناگزیر سوار بر شناوری ناشناس ، روزها در دریا سرگردان می شوند . از راه های آبی کمتر شناخته شده می گذرند و بعضی شب ها ، معدود ساعاتی که حتی از روشنایی میکده های بنادر خبری نیست ، آرام و بی صدا پای در اسکله می گذارند و سریع ناپدید می شوند .

امانوئل ، رویاهای بعضی دریانوردان ، سایه هایی خزنده در تاریکی بندرگاه اند . عیب از ماهیت رویاها نیست . مسئله شاید این باشد که ما ، کسی را برای بازگو کردن رویاهامان نمی یابیم . پس ناگزیر ،  آن ها را سوار بر شناوری کوچک ومرموز ، به کرانه های ناآشنا می سپاریم . با رویاهایمان سیگار می گیرانیم و  پارچه های ابریشمی شرق دور را ، به معشوقه هایی بی نام سوغات می دهیم . امانوئل ، بعضی از ما دریانوردان هیچگاه تصویر روشنی از خانه را به یاد نمی آوریم .

 

http://delmaar.persiangig.com/marta/rrrrrr.jpg

+ By: MEGHDAD