گاهي چيزهايي مي نويسم و اين آغاز حركتي ست كه من پايانش را خواهم ديد . روزي ، لحظه ايي شايد در گذر از پيچي تند شايد....
اينجا همه كس در حسي ست كه به گمان خويش بهترين احساس است . اينجا همه ي سازها رو به تكامل كوك مي شوند و نوازندگان پر شمار هر يك سودايي در سر دارند . رشدي و بلوغي ارضاء كننده ؛ كه آري من توانستم .... و چقدر خنده دار است گشتن به دنبال آنچه موهوم است . موهوم تر از سياهي چشمان زاغي ولگرد كه شايد فرصتي نباشد نظاره ي چشمان مرموزش را ....
Thu 29 Mar 2007 1:37 AM








