سردرد
راسوهای خوشبخت و آزاد
در حفره های نمور
سربه سر هم می گذارند
بدون ترس از
سردرد و
سرماخوردگی..
راسوهای خوشبخت و آزاد
در حفره های نمور
سربه سر هم می گذارند
بدون ترس از
سردرد و
سرماخوردگی..
| علیرضاعباسی
1 با چند پوكه زیرسیگاری كوچكی درست كردهام هر سیگاری در آن خاموش میكنم صدای سربازی را میشنوم كه با یكی از فشنگها خاموش شده است.
2 پشت هر درخت شکسته پناهگاهیست برای نگاه کردن به آشفتگیها بی آنکه فرصتی برای گریختن مانده باشد شبیه مردی روبروی گلولهای نزدیک که تنها میتواند آخرین لحظه را بیاد بیاورد
3 فکر میکردی مورچهها از ترک دیوار راز تنگترین هم آغوشی را افشا کنند شاید وقتی پنجره را میبستیم فراموش کرده بودیم تنها نیستیم در هم پنهان که میشدیم باید نفسها را حبس میکردیم شبیه زندانی خستهای که به سر پناهی کوچک گریخته است فکر میکردی دیواری فرو بریزد و جهان به عریانیمان خیره شود به ویرانههایی نزدیک که مدام میسوزند و مدام در هم فرو میریزند
از سایت جن و پری که انگار به فعالیت خود خاتمه داد |








