...شاید هنوز هم
در پشت چشمهای لهشده، در عمق انجماد
یک چیز نیم زندهٔ مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بیرمقش می خواست
باور کند صداقت آواز آب را
شاید، ولی چه خالی بیپایانی
خورشید مرده بود
و هیچکس نمی دانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلبها گریخته، ایمانست...
تولدی دیگر
آیه های زمینی
فروغ فرخزاد
Tue 4 Aug 2020 10:14 AM








